داستان كوتاه( به خاطر اشك مادر)فرانسوي
فيليپ پادشاه فرانسه در شهر پاريس مشغول قدم زدن بود ناگهان
مردي بسوي اوحمله ورشد وخواست با خنجري كه در دست داشت
پادشاه فيليپ را به قتل برساند پاسبانان مرد را گرفتند و در زندان
كردند ، قاضيان حكم اعدام را برای او درنظر گرفتند ، قرار اعدام
فرداي آنروز درميدان بزرگ شهر تعیین شد مرد یا همان قاتل
نافرجام مادري داشت که او تقاضاي ملاقات با شاه را نمود و وقتی
تقاضای اومورد پذیرش واقع شد از شاه در خواست عفو فرزند خود
را نمود اما شاه از در خواست زن امتناع ورزيد مادر ناميد قصد
خروج از دربار نمود براي وداع دست پادشاه را بوسيد هنگام
بوسيدن قطره اي اشكي بر روي دست شاه چكيد شاه اشك را ديد
و بی اختیار دلش به رحم آمد و حكم به بخشش نمود و دليلش را هم
گفت : بخاطر اشك مادر

+ نوشته شده توسط شریف در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت
14:47 |
