مولانا جلال الدين محمد بلخي شاعر بزرگ و بلند آوازه افغاني
هشتصد سال پيش هنگامي که به دنيا آمد هرگز تصور اين را هم نمي
کرد که ممکن است روزي کشورهايي که ادعاي فرهنگ غني و بزرگي
را دارند بخواهند او را بربايند و او را ترکيه اي ايراني ويا مصري
و ياازکشور ديگري بنامند . او که در بلخ شهري در کشور افغانستان
امروزي ديده به دنيا گشود به دليل مشکلاتي که بر سر راه زندگي
پدرش قرار داشت مجبور به مهاجرت به قصد ايران شد .( مولانا محمد
بن حسین خطیبی معروف به بهاء الدین ولد بلخی و ملقب به سلطان
العماء است که از بزرگان صوفیه بود و مردم بلخ به وی اعتقادی بسیار
داشتند و بر اثر همین اقبال مردم به او بود که محسود و مبغوض سلطان
محمد خوارزمشاه شد
گفته های او بر سر منبر بر امام فخرالدین رازی که سر آمد حکیمان آن
روز گار و استاد خوارزمشاه نیز بود گران آمد و پادشاه را به دشمنی با
وی بر انگیخت بهاء الدین ولد از خصومت پادشاه خود را در خطر دید
و برای رهائیدن از آن مهلکه به جلاء وطن تن در داد و سوگند خورد
که تا آن پادشاه بر تخت سلطنت نشسته است بدان شهر باز نگردد ـ
گویند هنگامیکه او زادگاه خود شهر بلخ را به قصد ایران ترک می کرد
از عمر پسر کوچکش جلال الدین بیش از پنج سال نگذشته بود .) وي
در طي مدتی که در ايران حضور داشت با شخصي با نام شمس تبريزي
اشنا شد که روحيه هاي اين دو از لحاظ شعر وشاعري و از زاويه
عرفان به هم تشابهات بسياري داشت و همين سيرتشابه با عث نزديکي
بيش از حد اين دو به يکديگر شد تا جايي که مولانا هنگام مهاجرت از
ايران به مقصد ترکيه به سختي توانست ياد شمس را ازخود جدا کند
( سالهايي بعد از اين تاريخ شمس نيز از ايران مهاجرت کرد ) مولانا
سالهاي بسياري را نيز دور از وطن ودر قونيه ترکيه به سر برد و
همانجا نيز اين دنيا را ترک نمود و ارامگاهش که امروزه ميزبان
هزاران عاشق آثار او از سرتاسر دنياست در همان قونيه ترکيه بنا شده
است و مسئولان ترکيه به همين دليل واهي که او در ترکيه از دنيا رفته
است پس او از ترکيه است مي خواهند از اوبهره برداري تجاري کنند
در حالي که روحيات مولانا عرفان مولانا شخصيت مولانا هرگز
چنين اجازه اي را به هيچ دولتي نمي دهد که از او بهره برداري تجاري
کنند واورا سمبلي براي جذب توريست قرار دهند . اشتباهي که
مسئولان دولت ترکيه اين روزها مرتکب آن مي شوند و با برپايي
همايش ها سمينارها نمايش ها و ديگر موارد قصد دارند بازديد از
قونيه را براي گردشگران خارجي بيش از پيش فراهم نمايند اين بسيار
عالي ست اما به شرطي که باعث کمرنگ شدن ديگر جوانب استفاده از
شخصيت مولانا مانند استفاده از حکمت مولانا عرفان مولانا سواد
خدايي مولانا و ديگر ابعاد شخصيت اين فرزانه تمام ادوار نشود در
حالي که مسئولان ترکيه به دليل اشنا نبودن با زبان فا رسي افغاني و
فرهنگ اصيل بومي نتوانستند مترجم خوبي و همینطور شاه راه
ارتباطي خوبي براي منتقل کردن ادبيات مولانا به مردم ترکيه و بازديد
کنندگان ارامگاه او باشند در مجلسي که در مقر سازمان ملل به مناسبت
هشتصدمين سالگرد تولد مولانا جلال الدين محمد بلخي و با حضور
ظاهر طنين نماينده دائمي افغانستان در کرسي سازمان ملل و زلمي
خليل زاد (داراي اصليت افغاني ) نماينده دائمي ايالات متحده امريکا
در کرسي سازمان ملل و اينجينير احسان الله بيات رئيس شرکت
مخابراتي افغان بيسيم و رئيس شبکه راديو و تلويزيون اريانا و رئيس
بنياد بيات و همچنين استاد مسلم موسيقي افغانستان خانم مهوش و
همچنين بان کي مون دبيرکل سازمان ملل و به همراه نمايندگاني از
ايران ترکيه و کشورهاي ديگر برگزار شد ه بود به تنها موردي که
هنرمندان کشور ترکيه به ان اکتفا کرده بودند رقصيدن چند فرد به
چرخيدن به دور خود بود که همين دليلي بر ناشنا بودن انها با ادبيات
مولانا بود و از سوي ديگر کشور ايران نيز ادعاي مالکيت مولانا را
دارد در حالي که ما اگر ابتداي شروع زندگي مولانا را افغانستان و
انتهاي زندگي وي را در ترکيه بدانيم نمي دانيم ايران به چه دليلي اورا
يک ايراني مي داند شايد به خاطر اينکه او رفيق شمس تربريزي است
که شمس تبريزي يک ايراني بوده است که اين دليل غير منطقي و بنا
بر احساسات غير علمي مي باشد هر چند خود شمس هم زماني از
ايران به قونيه هجرت کرد که اين خود شيفتگي شمس به مولانا را
بيشتر نمايانگر مي نمايد تا مولانا به شمس که البته شمس را مردم
قونيه نپسنديدند و او را ازار مي دادند و همين باعث هجرت مجدد شمس
از قونيه گرديد که البته شمس اين دوري را تحمل نتوانست و باز هم
قونيه نزد مولانا برگشت . وديگر توجيه ايرانيان عزيز اين است که
سال پيش افغانستان جزء اي از خاک ايران بوده است . خوب اگر هم
فرض کنيم اولا بالاي 20% کشورهاي اسيا و خاورميانه( به نوعي
کشورهايي که پادشاهان ايراني حتي براي مدت خيلي کم انها را به
تصرف خويش در اوردند) مانند افغانستان - تاجيکستان - ازبکستان -
غفقاز- هندوستان (که کشورهايي مانند پاکستان بنگلادش و ... نيز
متعلق به هندوستان انگليسي بوده است ) و يونان (که فيلم سي صد نيز
در رابطه با همان ساخته شده است که البته ما ايرانيان عزيز را در
رابطه با محکوم کردن اين فيلم همراهي مي کنيم ) و خيلي از
کشورهاي ديگر نبايد هيچگونه افتخاري داشته باشند چون تمام افتخارات
انها مانند: شاعران - دانشمندان - فيلسوفان - اثار باستاني - و کلا تمام
ان کشورها متعلق به کشور ايران مي باشد . چون کشور ايران نمي
گلچين کند و بگويد چون افغانستان کشور ضعيفي است از لحاظ سياسي
و دفاع از حق خود ما ارزشهاي اينها را مي گيريم اما به ارزشهايه
کشور قدرتمندي مانند ازبکستان يا ارمنستان که زور سياسي ما به انها
نمي رسد کاري نداريم . اگر ايران مولانا ي افغانستان را مي گيرد بايد
ارزشهاي تمام کشورهايي که روزي جزء خاک ايران بوده اند را بگيرد
و نبايد تنها عليه کشوري که سه دهه درگير جنگ و خونريزي بوده
است حمله فرهنگي را انجام دهد . دوماً در آن زمانها اصلا کشوري به
نام ايران وجود نداشته است بلکه کشور پهناوري به نام خراسان بزرگ
بود که اين کشور به کشورهاي کوچک امروزي مانند ايران - افغانستان
و غيره تبديل شده است از کجا معلوم که آن کشور اصلي امروز
افغانستان و ياتاجيکستان و يا ديگر کشورها نباشد و ايران هم مانند
ديگر کشورها از خراسان بزرگ جدا شده باشد . سوماً اين واقعا خنده
دار است که ما بگوييم افغانستان چون 150 سال پيش جزء ايران بوده
است افتخارات قبل از150 سال اين کشور متعلق به ما است مگر ما مي
توانيم بگوييم که اقبال لاهوري از هند است نمي توانيم بگوييم چون
اقبال لاهوري از شهر لاهور پاکستان است نه از هند . چهارماً اگر
چنين قانوني وجود داشته باشد پس همه ما فرزندان حضرت ادم و هوا
هستيم پس ايرانيان چرا مهاجرين افغاني را از کشور ايران به زور
خارج مي کند در حالي که مي دانيم وضعيت افغانستان از خيلي لحاظ
اماده پذيرش اين مهاجران نيست . به هر حال اميدوارم که اين مطالب
هيچگونه ناراحتي را براي عزيزان و دوستان ايراني و ترکيه اي به
وجود نياورد و بدانيم که انسانهايي مانند مولانا جلال الدين محمد بلخي
متعلق به همه انسانهاي روي کره زمين است و به قوم خاصي خلاصه
نمي شود و ضمنا ما کشورهايه فارسي زبان و هم فرهنگ بهتر است
باهمديگر متحد باشيم همانطور که کشورهايه عربي در طول تاريخ با
همديگر متحد بودند و کشوري مانند امارات با تکيه بر همين متحد بودن
ادعاي مالکيت سه جزيره از خاک ايران را دارد که البته ما در اين
مورد هم پشت برادران ايراني خود ايستاده ايم و در پایان سال ۲۰۰۷
راکه سال جهانی مولانا شناسی اعلام شده است از طرف سازمان
یونسکورا به تمام عزیزان مخصوصاهموطنان عزیز تبریک عرض می
کنم



